|
دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه کشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست.
|
می کنید ولی من خوبترینش رو براتون آرزو می کنم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کاش همه دور هم بودیم
کاش همه باهم می پریدیم
کاش همه با هم می خندیدیم
ولی ای کاش با هم بودیم
ای کاش ای کاش ......................................![]()
Happy new year 1387![]()
گربدانی
گر بدانی کیستی، خواسته ات چیست،
وچرا اینگونه می خواهی ، گر خود را باور داشته باشی
با عزمی راسخ
و نگرشی مثبت دنیایی خواهی ساخت از آن خود،
اگر تنها اراده کنی …![]()
سوزان پولیس شوتز
می توانی
نیرویی از آن توست ، باور نکردنی
و توانایی، به کارهایی که تصورشان هم مشکل است
تنها مانع، دیوار بلند ذهن توست، پس به ناتوان بودن میند یش،
باور کن که می توانی ……
If you think you can you can
گر بیندیشی که می توانی ، بی تردید خواهی توانست.
لحظات گرانبها را در حسرت گذشته نابود مکن...
در اندیشه ی امروز و فردا باش،
به اشتباهات گذشته پیله مکن، از آنها عبرت بگیر.
باور کن
رویاهایت را باور کن... به آن بی اعتنا مباش
آنها را بیاب،
از آن خود کن و همه ی عمر در خاطرت گرامی شان دار
و مگذار از دست بگریزند.
You Deserve The Best
بهترین ها،شایسته توست.
We can do هرچه بخواهی
Any thing we want to می توانی انجام دهی
If we stick to it به شرطی که به قدر کفایت
Long enough. به آن پایبند باشی.
هلن کلر
A dreamer lives for eternity.
آنکه رویا می بیند،جاودانه می ماند.
خود را باور من اما مغرور مشو،
راضی باش ولی پیشرفت را فراموش مکن،
عشق را مهربانانه در آغوش بگیر
وهمواره آنرا ببخشای،
هنگامه ی پیروزی متواضع و لحظه ی شکست،
دلیر باش
مایه ی امیدواری و آسایش دیگران شو
تا همان به تو ارزانی شود شادباش...
تا شگفتی ات تجلی یابد.
زندگی سرآغازی است پی در پی که مارا به حقیقت رویاهامان نزدیکتر می سازد باشد
تا تمام آغازها از پرتو خورشید روشن شوند و رویاهایت گرمای حقیقت را احساس کنند.
ادیث شافر لدربرگ
یا بهترنیست در آرزوی چیزی باشیم
و دگرگون کنیم
و آرزو را به چیزی در سطح بالاتری
ارتقاء دهیم
بجای آنکه هیچ آرزویی در سر نداشته باشیم؟ ![]()
من همان اندازه دلواپس شادمانی توام که تو دلواپس شادمانی منی
اگر تو خاطری آسوده نداشته باشی
من هم آسوده خاطر نخواهم بود
تو هرکه باشی مرا دل شکسته و نومید نخواهی کرد
من هیچ خیالی در سر ندارم
که بخواهم تو کسی باشی
که من می خواهم باشی
یا رفتارت به دلخواه من باشد
من بر آن نیستم که بخواهم آینده ی تو را پیش بینی کنم
من فقط می خواهم تورا کشف کنم
تو مرا دل شکسته و نومید نخواهی کرد
من از تو می نویسم کلام تازه ای تو از من می نویسی که پر آوازه ای رسیده وقت رفتن نشسته در چشمهایم سکوت مبهم تو شکسته درصدایم
برای کوچ آخر تو همراه من هستی برای دل بریدن دلیل رفتن هستی
می ماند کنج سینه ام هوای انتظار می خوانم شعر رفتن تا برگردد بهار
در دریای نگاهت شکسته قایقم در دنیای بزرگت غریبی عاشقم برای شعر خوب تو می خوانم
مسافر وقت رفتن خداحافظ بگو تو کوله بار عشق هستی سفر تا راه دور که زیر سایه بانه تو می مانم
سفر تا انتها تو هم با من بیا تو ای همراه من تمام لحظه ها
تو تنها عاشقی برای قصه ها بیا با من بمان در نبض جاده ها که مقصد منتظر برای ما سکوت را می شکند صدای ما که مقصد منتظر برای ما سکوت را می شکند صدای ما...
صدای پا
وقتی می آیی صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وامی شه لحظه ی دیدن می رسه هرچی که جاده س رو زمین به سینه ی من می رسه آه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم اگه تورو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
وقتی تونیستی قلبمو واسه کی تکرار بکوم گل های خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه ای که تو ایی همه کسم بی تو می گیره نفسم اگه تورو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو عمر دوباره ی منه دیدن و بویدن تو نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس می خوام عمر دوباره ی منی تورو واسه نفس می خوام ای که توای همه کسم به تو می گیره نفسم اگه تورو داشته باشم می رسم به هرچی می خوام می رسم ............... به هر چی می خوام می رسم..........................![]()
![]()
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خورد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره . يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو چون شايد ديگه هيچكس مثل اون دوستمون نداشته باشه.
گوش کن به سکوت غروب به صدای خاموش پرندگان به صدای بی روح صبح.
و توای عزیزترین باد از خدا تو ای شام همیشه روشن و تو ای لطیف تر از گل گوش کن به صدای قلبم که بر گرفته از عشق جاودانه ی توست.
تو ای جاودانه ترین عشق بدان چون سعی سرد در کنارت می مانم تو ای پاک تر از باران و زیباتر از خورشید با قلبی به پهنای آسمان آکنده از حصار تن به آغوشت خواهم شتاب کرد پس دریاب عشق دور از معشوق را تا دریابم که با تو خوشبخت ترین انسانم.
این شعر را تقدیم به کسی که برای او زنده ام و برای او نفس می کشم تقدیم میکنم.
سیر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
خانمی(سولماز)دوستت دارم![]()
چقدر سخته تو چشمهای کسی که تموم عشقتو ازت دزدید وبه جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریز کینه نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواهد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه باز زیرآورغرورش همه ی وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزوها تو،تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک.![]()
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازیه موجا قامتم یه بستر غم یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تورسیدی توی قلبم پا گذاشتی توی رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابرو باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا منو دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا دیگه تو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی کسی می گذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره می رسه روزی که دیگه قعر دریا می شه خونم اما تو دریای عشقم باز یه گوشه ای می مونم
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازیه موجا قامتم یه بستر غم یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا
تا که یک روز تورسیدی توی قلبم پا گذاشتی توی رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابرو باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا منو دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا دیگه تو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی کسی می گذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره می رسه روزی که دیگه قعر دریا می شه خونم اما تو دریای عشقم باز یه گوشه ای می مونم
کمکم کن کمکم کن نزار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن کمکم کن نزاراینجا لب مرگ ببوسم
کمکم کن کمکم کن عشق نفرینی بی پروایی می خوام ماهیه چشمه ی کهنه،هوای تازه ی دریایی می خوام دل من دریایه چشمه زندونه برام چک چکه های آب مرثیه خونه برام تو رگهام به جای خون شعرسرخ رفتنه تن به موندن نمی دم موندنم مرگ منه عاشقم مثل مسافر عاشقم عاشق رسیدن به انتها عاشق بوی غریبانه ی کوچ توسپیده ی غریبه جاده ها من پراز وسوسه های رفتنم رفتن و رسیدن و تازه شدن توی یک سپیده ی توسی سرد نسخه ی یک عاشق پرآوازه شدم
کمکم کن کمکم کن نزار این گمشده ازپادر بیاد
کمکم کن کمکم کن خرمن رخوت من شعله می خواد
کمکم کن کمکم کن منو تو باید به فردا برسیم چشم کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم دل ما دریایه چشمه زندونمونه چک چک های آب مرثیه خونمونه تورگ بودن ما شعر سرخ رفتنه
کمکم کن کمکم کن که دیگه وقت راهی شدنه
کمکم کن کمکم کن کمکم کن کمکم کن کمکم کن .................... کمک کمک کمک ...................کمکم کن ..................................... کمکم کن .![]()
شمع و پروانه منم مست می خانه منم رسوای زمانه منم دیوانه منم
یارپیمانه منم ازخود بیگانه منم رسوای زمانه منم دیوانه منم
چون باد صبا در بدرم باعشق و جنون هم سفرم شمع شب بی سحرم ازخود نبود خبرم رسوای زمانه منم دیوانه منم
توای خدای من شنو نوای من زمین و آسمان تو می لرزد به زیر پای من مه وستارگان تومی سوزد ز ناله های من رسوای زمانه منم دیوانه منم
وایی از این شیدا دل من مست بی پروا دل من سرمایه ی سودا دل من رسوا دل من شیدا دل من
ناله ی تنها دل ن شاد بی فردا دل من مجنون هرصحرا دل من رسوادل من شیدا دل من.
تورا بجای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تورا به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم وبرفی که آب می شود و برای خاطر نخستین گلها
تورا بخاطر دوست داشتن دوست می دارم
تورا بجای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار اوباشی وبدانی هرگز به او نخواهی رسید
عشق پدیده ای آموختنی است پس با تمام وجودمان آن راگرامی بداریم
چیزی که مشتاق آنیم ونتوانیم به آن برسیم برایمان مجبورتر ازچیزی است که به آن رسیده ایم
خداوند روزاول آفتاب را آفرید روزدوم دریا را روز سوم صدارا روزچهارم رنگ هارا روز پنجم حیوانات روزششم انسان راو روز هفتم اندیشید چه چیز را نیافریده پس تورا برای من آفرید.
کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم
چرا به من شک می کنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه ها پنهون کنم حق حقمو
گریه نمیکنم نرو آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون بغض نمی کنم ببین
نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام
صداکن وببین که باز غنچه می دن ترانه هام
اگرچه من به چشم توکم ام قدیمی ام گم ام
آتشفشان عشقمو دریای پر تلاطم ام
گریه نمی کنم نرو آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون بغض نمی کنم ببین
سه راه رو در زندگي دنبال كن: دوست داشتن رو براي يه تجربه, عاشق شدن رو براي يه هدف, فراموش كردن رو براي قبول واقعيت![]()
زندگي واسه ما آدما مثل دفتر خاطراته برگه اولش خوش خط مينويسي و دوست داري به اخرش برسي وسطاش خسته ميشي بد خط مينويسي و هي برگه حروم ميکني اما اخرش که رسيد جا کم مياري حسرت ميخوري که چرا برگه هاشو حروم کردي![]()
در درون هر سيب دانه هايي محدود در درون هر دانه سيب هايي نامحدود, چيستانيست عجيب, دانه باشيم نه سيب.
می گویند شیشه ها احساس ندارند ،ولی وقتی روی بخارش نوشتم : دوستت دارم ، آرام گریست...
مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟
اگر بدانيد كه همه چيز در تغيير است به هيچ چيز دل نمي بنديد اگر از مرگ نهراسيد چيزي نيست كه نتوانيد بدست آريدش
مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را پنهان كرديم
هيچوقت ارزو نکن توي دنيا جاي کسي باشي چون اگه ارزوت براورده بشه جاي خودت توي دنيا خيلي خالي![]()
در درون هر سيب دانه هايي محدود در درون هر دانه سيب هايي نامحدود, چيستانيست عجيب, دانه باشيم نه سيب.
می گویند شیشه ها احساس ندارند ،ولی وقتی روی بخارش نوشتم : دوستت دارم ، آرام گریست...
مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟
اگر بدانيد كه همه چيز در تغيير است به هيچ چيز دل نمي بنديد اگر از مرگ نهراسيد چيزي نيست كه نتوانيد بدست آريدش
مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را پنهان كرديم
هيچوقت ارزو نکن توي دنيا جاي کسي باشي چون اگه ارزوت براورده بشه جاي خودت توي دنيا خيلي خالي![]()
كاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني يود كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود.
لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي، عاشق آن كه تو را ميخواهد، و به لبخند تو از خويش رها ميگردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه كه دلت ميخواهد.